يوسف بن محمد بن يوسف الطبيب الهروي

24

طب يوسفى ( جامع الفوائد ) ( فارسى )

پنج مخ تراشيده نيمكوفته و پياز نركس براده كرده از هريك ده مثقال همه را در يك كاسه آب جوشانند تا بنيمه آيد صاف كنند و پانزده مثقال عسل و يك درم بورهء ارمنى يا نمك در آن آب حل كرده و يك قاشق آب سركه اضافه نموده نيمكرم بياشامد و چشم و شكم را بسته كند كه قى شود صفت روغن قسط در صداع بلغمى مذكور شد فالج فالج يعنى باطل شدن حسّ و حركت نصف بدن در طول علامتش در بلغمى علامتش در بلغمى سفيدى روى و رطوبت بينى و فراموشى است رباعيّه چون عيش ز فلج بر كسى كردد سرد * نصف بدنش از حركت آيد فرد از روز نخست تا بروز چارم * جز ماء عسل و را نمىبايد خورد صفت ماء العسل عسل ده مثقال در صد مثقال آب جوشانند تا هفتاد مثقال بماند سه بخش كنند و هر روز يك بخش را به پنج مثقال كلاب آميخته نيمكرم بياشامند هم در علاج فالج رباعيّه چون صاحب فلج را چهارم آيد * از ماء اصول شربتش مىشايد از لحم كبوتر بچه و آب نخود * با زيره و زعفران غذا مىبايد صفت ماء الاصول صفت